نوجوانی؛ چرا یک‌دفعه همه‌چیز تغییر می‌کند؟

نوجوانی؛ چرا یک‌دفعه همه‌چیز تغییر می‌کند؟

تا همین چند سال پیش، فرزندتان برایتان تعریف می‌کرد روزش را چطور گذرانده، برای خیلی از تصمیم‌هایش نظر شما را می‌پرسید و وقتی ناراحت بود، شاید خودش به سراغتان می‌آمد. حالا بیشتر وقتش را در اتاقش می‌گذراند، دوستانش برایش اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند و گاهی یک تذکر ساده می‌تواند به بحثی جدی تبدیل شود.

برای بسیاری از والدین، این تغییر عجیب و حتی نگران‌کننده است. ممکن است با خودشان بگویند: «چرا بچه‌ای که تا دیروز این‌قدر آرام بود، حالا این‌قدر تغییر کرده؟»

اما واقعیت این است که نوجوانی فقط بزرگ‌تر شدن نیست. نوجوان در این سال‌ها دارد کم‌کم می‌فهمد چه کسی است، چه می‌خواهد و قرار است چه جور آدمی باشد. طبیعی است که در این مسیر، رفتارها و حتی رابطه‌اش با خانواده هم تغییر کند.

از طرف دیگر، خود نوجوان هم همیشه از این تغییرات سر درنمی‌آورد. ممکن است نداند چرا زودتر عصبانی می‌شود، چرا دلش می‌خواهد بیشتر تنها باشد یا چرا بعضی حرف‌های والدین که قبلاً برایش عادی بودند، حالا ناراحتش می‌کنند.

پشت بسیاری از این تغییرات، نوجوانی قرار دارد که دارد خودش را پیدا می‌کند.

💠وقتی دیگر نمی‌خواهد همه‌چیز را از شما بپرسد

در کودکی، بیشتر تصمیم‌ها را والدین می‌گیرند؛ چه بپوشد، چه زمانی بخوابد، کجا برود و چه کاری انجام دهد. اما نوجوان کم‌کم می‌خواهد خودش انتخاب کند.

به همین دلیل ممکن است بیشتر مخالفت کند، درباره قوانین سؤال داشته باشد یا بگوید «خودم می‌دونم». این رفتار همیشه به معنی لجبازی یا بی‌احترامی نیست. گاهی نوجوان فقط می‌خواهد احساس کند زندگی خودش تا حدی در اختیار خودش است.

البته این به معنی کنار گذاشتن قوانین نیست. نوجوان همچنان به مرزهای مشخص نیاز دارد؛ اما در کنار قانون، باید فرصت انتخاب و مسئولیت هم داشته باشد.

مثلاً به جای اینکه برای تمام جزئیات زندگی او تصمیم بگیریم، می‌توانیم در بعضی موضوعات به او حق انتخاب بدهیم. برای مثال، درباره لباس، نحوه برنامه‌ریزی برای درس خواندن یا انتخاب فعالیت‌های مورد علاقه‌اش می‌تواند نظر خودش را داشته باشد؛ اما در موضوعاتی مثل ساعت برگشت به خانه، احترام به اعضای خانواده، قوانین استفاده از فضای مجازی و مسئولیت‌هایش در خانه، مرزهای مشخص خانواده همچنان باید روشن باشد.

این کار به نوجوان یاد می‌دهد که آزادی با مسئولیت همراه است و برای مستقل شدن، لازم نیست همه قوانین را کنار بگذارد.

💠اگر بیشتر در اتاقش است، لزوماً مشکلی وجود ندارد

یکی از چیزهایی که والدین در نوجوانی بیشتر از همه متوجه آن می‌شوند، علاقه فرزندشان به تنهایی است.

نوجوان ممکن است بیشتر در اتاقش باشد، کمتر درباره روزش حرف بزند یا بعضی مسائل را برای خودش نگه دارد. این رفتار به‌تنهایی نشانه مشکل نیست.

نوجوان در این سن به حریم شخصی بیشتری نیاز دارد و ممکن است بخواهد زمانی را بدون حضور خانواده بگذراند. احترام گذاشتن به این نیاز، به معنی بی‌تفاوت بودن نیست.

البته باید بین «تنهایی» و «انزوا» تفاوت گذاشت. اگر نوجوان برای مدت طولانی از خانواده و دوستان فاصله بگیرد، دیگر از چیزهایی که قبلاً دوست داشته لذت نبرد یا تغییرات جدی در خواب، اشتها، درس یا حال روحی او ایجاد شود، بهتر است موضوع جدی‌تر بررسی شود.

💠چیزی که برای شما کوچک است، شاید برای او خیلی بزرگ باشد

گاهی والدین از واکنش نوجوان تعجب می‌کنند. یک نمره پایین، یک اختلاف با دوست یا حتی یک حرف ساده ممکن است واکنش شدیدی در او ایجاد کند.

اما برای نوجوان، این اتفاق‌ها همیشه به اندازه‌ای که برای یک بزرگسال به نظر می‌رسند، کوچک نیستند. او هنوز در حال یادگیری مدیریت احساساتش است و ممکن است یک اتفاق، ذهنش را برای ساعت‌ها درگیر کند.

گاهی ناراحتی و نگرانی هم باعث می‌شود ذهن نوجوان مدام همان اتفاق را مرور کند و در فکرهای تکراری گیر بیفتد. برای آشنایی بیشتر با این چرخه، مقاله «چگونه اضطراب ما را در چرخه فکرهای بی‌پایان می‌اندازد» را نیز می‌توانید مطالعه کنید.

در چنین شرایطی، گفتن جمله‌هایی مثل «این که چیزی نیست» یا «چقدر حساسی» معمولاً کمک زیادی نمی‌کند. بهتر است ابتدا احساس نوجوان را ببینیم، حتی اگر با برداشت او موافق نباشیم.

مثلاً می‌توان گفت:

«می‌فهمم که این اتفاق واقعاً ناراحتت کرده.»

همین جمله ساده گاهی بیشتر از یک سخنرانی طولانی به نوجوان کمک می‌کند.
البته پذیرفتن احساس به معنی پذیرفتن هر رفتاری نیست. نوجوان حق دارد عصبانی باشد، اما توهین و خشونت همچنان باید با مرز مشخص روبه رو شود.

💠دوستانش مهم‌تر شده‌اند؛ اما این به معنی کم شدن اهمیت شما نیست

در نوجوانی، دوستان جای مهم‌تری در زندگی فرد پیدا می‌کنند. نوجوان از طریق روابطش با همسالان یاد می‌گیرد چگونه دوست پیدا کند، اختلاف‌ها را حل کند و جای خودش را در جمع پیدا کند.

به همین دلیل ممکن است یک دوست، یک گروه یا حتی نظر دیگران برایش بسیار مهم شود.

این موضوع لزوماً به این معنی نیست که خانواده دیگر برای او اهمیتی ندارد.

نحوه برخورد والدین در این دوره بسیار مهم است. اگر هر بار که نوجوان درباره دوستانش صحبت می‌کند با بازجویی، سرزنش یا قضاوت روبه‌رو شود، احتمالاً دفعه بعد کمتر حرف خواهد زد.

گاهی یک گفت‌وگوی آرام و ساده، از ده‌ها سؤال پشت سر هم نتیجه بهتری دارد.

💠نگرانی شما طبیعی است؛ اما مراقب باشید به کنترل تبدیل نشود

طبیعی است که والدین درباره نوجوانشان نگران باشند؛ درباره دوستانش، مدرسه، فضای مجازی و تصمیم‌هایی که می‌گیرد.

مشکل زمانی شروع می‌شود که نگرانی به کنترل دائمی تبدیل شود؛ اینکه مرتب بپرسیم کجایی، با چه کسی هستی، چرا این کار را کردی و چرا مثل چیزی که من می‌گویم رفتار نمی‌کنی.

در این شرایط معمولاً یک چرخه شکل می‌گیرد: والد بیشتر کنترل می‌کند، نوجوان بیشتر فاصله می‌گیرد و همین فاصله، نگرانی والد را بیشتر می‌کند.

راه‌حل این نیست که نوجوان را کاملاً آزاد بگذاریم. او همچنان به قانون و نظارت نیاز دارد. اما در کنار آن باید فرصت داشته باشد بعضی تصمیم‌ها را خودش بگیرد و نتیجه انتخاب‌هایش را تجربه کند.

والد قرار نیست همه مسیر را برای نوجوان انتخاب کند؛ قرار است کمک کند او انتخاب کردن را یاد بگیرد.

💠قبل از اینکه راه‌حل بدهید، کمی گوش کنید

گاهی نوجوان شروع می‌کند درباره مشکلی که در مدرسه یا بین دوستانش داشته حرف زدن و هنوز جمله‌اش تمام نشده، والد شروع به نصیحت می‌کند:

«من که گفته بودم.»
«اگر به حرف من گوش می‌دادی...»
«دیدی آخرش چی شد؟»

قصد والد کمک کردن است، اما نوجوان ممکن است فقط این را بشنود: «اینجا کسی قرار نیست من را بفهمد.»

گاهی بهتر است قبل از ارائه راه‌حل، فقط گوش کنیم.

حتی می‌توان از خود نوجوان پرسید:

«می‌خواهی فقط گوش بدهم یا دوست داری با هم راه‌حل پیدا کنیم؟»

این جمله ساده به او نشان می‌دهد که قرار نیست هر بار حرف زدنش به نصیحت ختم شود.

💠وقتی فرزندتان دیگر کودک سابق نیست

یکی از سخت‌ترین قسمت‌های نوجوانی برای والدین، کنار آمدن با این واقعیت است که فرزندشان دیگر کودک چند سال قبل نیست.

نوجوان قرار نیست همیشه آرام باشد، با همه چیز موافقت کند و هرچه والد می‌گوید انجام دهد. او باید بتواند نظر خودش را داشته باشد، اشتباه کند و به تدریج مسئولیت رفتارهایش را بپذیرد.

نقش والد در این مرحله از بین نمی‌رود؛ فقط شکلش تغییر می‌کند.

انتخاب‌های کوچک والدین در شیوه صحبت کردن، تعیین مرزها و دادن فرصت استقلال، به مرور روی رابطه آنها با فرزندشان تأثیر می‌گذارد. در همین زمینه، مقاله «چگونه آینده فرزندتان را با تصمیم‌های کوچک امروز بسازیم» نیز می‌تواند برای والدین مفید باشد.

در کودکی شاید لازم بود دست فرزندتان را بگیرید و مسیر را نشان دهید. در نوجوانی گاهی باید کمی عقب‌تر بایستید و اجازه دهید خودش بخشی از مسیر را تجربه کند؛ با این اطمینان که اگر به کمک نیاز داشت، شما هنوز کنار او هستید.

💠هر تغییر رفتاری را به حساب نوجوانی نگذارید

بسیاری از تغییرات نوجوانی طبیعی‌اند؛ حساس شدن، استقلال‌طلبی، نیاز به حریم شخصی، تغییر خلق و اهمیت پیدا کردن دوستان.

اما هر تغییری را هم نباید نادیده گرفت.

اگر نوجوان برای مدت طولانی از دوستان و خانواده فاصله گرفته، دیگر از فعالیت‌های مورد علاقه‌اش لذت نمی‌برد، افت جدی در درس‌هایش پیدا کرده یا تغییرات قابل توجهی در خواب، اشتها و حال روحی او ایجاد شده است، بهتر است موضوع با دقت بیشتری بررسی شود.

همچنین صحبت درباره بی‌ارزشی، ناامیدی یا آسیب به خود، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً به «سن نوجوانی» نسبت داد و نادیده گرفت.

در چنین شرایطی، کمک گرفتن از مشاور یا روان‌شناس به معنای مشکل‌دار دانستن نوجوان نیست؛ یعنی خانواده تصمیم گرفته‌اند او را بهتر بفهمند و حمایت مناسب‌تری ارائه کنند.

💠نوجوانی پایان کودکی است؛ نه پایان رابطه

نوجوانی قرار نیست فرزندتان را از شما بگیرد. چیزی که تغییر می‌کند، شکل رابطه شما با اوست.

شاید نوجوان دیگر مثل گذشته همه چیز را برایتان تعریف نکند، برای هر تصمیمی نظر شما را نپرسد یا گاهی با انتخاب‌هایتان مخالفت کند. این تغییرها لزوماً به معنای دور شدن عاطفی نیستند؛ گاهی نشانه این هستند که او دارد کم‌کم روی پای خودش می‌ایستد.

نقش شما هم قرار نیست مثل گذشته باشد. قرار نیست تمام مسیر را برایش مشخص کنید یا از هر اشتباهی نجاتش دهید. گاهی کافی است مرزهای مهم را حفظ کنید، در تصمیم‌های کوچک به او حق انتخاب بدهید و وقتی به شما نیاز دارد، در دسترس باشید.

در همین سال‌هاست که انتخاب‌های کوچک والدین اهمیت پیدا می‌کنند؛ نوع حرف زدن، شیوه برخورد با اشتباه‌ها، میزان اعتمادی که می‌دهند و حتی اینکه چه زمانی به جای نصیحت کردن، فقط گوش می‌دهند.

نوجوانی پایان کودکی است، اما نباید پایان ارتباط باشد.

شاید قرار نیست فرزندتان را به همان کودکی که چند سال پیش بود برگردانید. قرار است کمکش کنید کسی را که در حال تبدیل شدن به اوست بهتر بشناسد؛ کسی که قرار است روزی مستقل تصمیم بگیرد، اشتباه کند، مسئولیت بپذیرد و زندگی خودش را بسازد.

نظرات کاربران

نظرات: